محمد يار بن عرب قطغان
49
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
محمد خان شيبانى ارسال داشت و مجددا عهود و مواثيق در ميان آورده ، اساس مودت و محبت استحكام داد . چون از آمدن محمود سلطان ذوق و حضور و نشاط و سرور در اردوى همايون خانى به ظهور پيوست ، به خاطر محمد خان شيبانى گذشت كه به صوب سمرقند نهضت نمايد . بنابرآن عساكر منصوره به صوب سمرقند توجه نمودند . و چون خبر توجه محمد خان شيبانى به سمع سلطان على ميرزا رسيد 66 ، از اطراف و جوانب شهر را مضبوط و مستحكم گردانيد . و محمد خان شيبانى از محكم كردن آن بلده اطلاع يافت ، عنان عزيمت به صوب قرشى 67 منعطف ساخت و غنايم بىشمار و اموال بسيار به دست آورده ، از آنجا لواى توجه به جانب شهر سبز 68 برافراخت . اموال و اشياى آن ولايت را نيز تاخته ، عنان معاودت به جانب تركستان برتافت و مدت ده روز بنا [ به ] استراحت لشكريان و آسودگى الاغان در آنجا توقف يافت . واقعهء ديگر : و در سنهء خمس و تسمعائة به عرض محمد خان شيبانى رسيد كه ميان سلطان على ميرزا و امير الامرا محمد مزيد ترخان عقدهء كدورتى كه به هيچوجه صورت امكان گشادن نيست و روزبهروز در ترقى است و ايضا ( 31 ب ) اكابر سمرقند را نيز با يكديگر صورت نفاق افتاده و به عداوت كلى روى نهاده ، خصوصا اولاد كبار حضرت ولايت آثار خواجه عبيد الله - قدّس سرّه - را نفاق مكنون در صدور اقتضاء ، ظهور كرده و اين دليل است بر آنكه به زودى سلسلهء التيام ايشان روى به گسيختن خواهد آورد . ( بيت : ) چو سر برزند از ميانه نزاع * پريشانى افتد در آن اجتماع پس هرچند زودتر رايات نصرت آيات خانى به صوب سمرقند نهضت نمايد ، به صواب اقرب خواهد بود و به حصول مرام انسب . و چون مجددا ميان محمد خان شيبانى و سلطان محمود خان به واسطهء ارسال محمود سلطان قاعدهء اتحاد و اساس محبّت و و داد استحكام يافته بود ، كس فرستاده داعيه كه در ضمير منير تصميم يافته بود ، اعلام داد . و سلطان محمود خان جهت كمك امير احمد مغول و امير بنده على را با پنجهزار مرد مستعد تعيين كرده ، فرستاد . و محمد خان شيبانى به آن لشكر فراوان روى توجه به صوب سمرقند نهاد .